آیه 188 سوره آل عمران
<<187 | آیه 188 سوره آل عمران | 189>> | |||||||||||||||
|
محتویات
ترجمه های فارسی
(ای پیغمبر) مپندار آنهایی که به کردار زشت خود شادمانند و دوست دارند که مردم به اوصاف پسندیدهای که هیچ در آنها نیست آنها را ستایش کنند، البته گمان مدار که از عذاب خدا رهایی دارند، که آنها را عذابی دردناک خواهد بود.
البته مپندار کسانی که به آنچه [از پنهان داشتن حقایق و باز داشتن مردم از اسلام] انجام دادند، شادمانی می کنند، و دوست دارند به آنچه انجام نداده اند ستایش شوند [از عذاب خدا در امانند،] پس گمان مبر که برای آنان نجاتی از عذاب است، [بلکه] برای آنان عذابی دردناک خواهد بود.
البته گمان مبر كسانى كه بدانچه كردهاند شادمانى مىكنند و دوست دارند به آنچه نكردهاند مورد ستايش قرار گيرند، قطعاً گمان مبر كه براى آنان نجاتى از عذاب است، [كه] عذابى دردناك خواهند داشت.
آنان را كه از كارهايى كه كردهاند شادمان شدهاند، و دوست دارند به سبب كارهاى ناكرده خويش هم مورد ستايش قرار گيرند، مپندار كه در پناهگاهى دور از عذاب خدا باشند. برايشان عذابى دردآور مهياست.
گمان مبر آنها که از اعمال (زشت) خود خوشحال میشوند، و دوست دارند در برابر کار (نیکی) که انجام ندادهاند مورد ستایش قرار گیرند، از عذاب (الهی) برکنارند! (بلکه) برای آنها، عذاب دردناکی است!
ترجمه های انگلیسی(English translations)
معانی کلمات آیه
يفرحون: فرح: شادى توأم با تكبر. لذا گويند در شادى مذموم بكار مى رود.
يحمدوا: يعنى: ستايش شده و ستوده شوند.
مفازه: نجات و محل نجات. مصدر و اسم مكان است . در آيه ظاهرا مكان مراد است.
ملك: (بر وزن قفل): در استعمال قرآن به معنى حكومت و اداره امور است.
نزول
محل نزول:
اين آيه همچون ديگر آيات سوره آل عمران در مدينه بر پيامبر اسلام صلي الله عليه و آله نازل گرديده است.
شأن نزول:
«شیخ طوسى» گوید: از ابن عباس و سعيد روايت شده كه اين آيه درباره يهوديان است كه دوست ميداشتند مردم به آنها احترام بگذارند و آنان را به علم و دانشى كه ندارند، نسبت بدهند.
ضحاك و سدى گويند: اين آيه درباره يهود است كه دوست ميداشتند. از اين كه رسول خدا صلى الله عليه و آله را تكذيب نمايند.
تفسیر آیه
تفسیر نور (محسن قرائتی)
«188» لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِما أَتَوْا وَ يُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا بِما لَمْ يَفْعَلُوا فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفازَةٍ مِنَ الْعَذابِ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ
گمان مبر كسانى كه به آنچه كردهاند، شادمانى مىكنند و دوست دارند براى آنچه نكردهاند ستايش شوند، مپندار كه آنها از عذاب الهى رستهاند، (زيرا) براى آنها عذابى دردناك است.
نکته ها
مردم سه دستهاند:
1. گروهى كه كار مىكنند وانتظار پاداش يا تشكّر از مردم ندارند. «لا نُرِيدُ مِنْكُمْ جَزاءً وَ لا شُكُوراً» «1»
2. گروهى كه كار مىكنند تا مردم بدانند و ستايش كنند. «رِئاءَ النَّاسِ» «2»
3. گروهى كه كار نكرده، انتظار ستايش از مردم دارند. «يُحْمَدُوا بِما لَمْ يَفْعَلُوا ...»
از مواردى كه غيبت جايز است، كسى است كه ادّعاى مقام يا تخصّص يا مسئوليّتى را مىكند كه صلاحيّت آن را ندارد. «يُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا بِما لَمْ يَفْعَلُوا»
براى اينكه تمايل نابجاى ستايش بدون عمل از بين برود، در اسلام هرگونه تملّق و چاپلوسى منع شده است.
«1». انسان، 9.
«2». نساء، 38.
جلد 1 - صفحه 672
پیام ها
1- رذايل اخلاقى، همچون عُجب و غرور و انتظار تملّق از مردم، هلاكت قطعى را به دنبال دارد. «يَفْرَحُونَ ... يُحِبُّونَ ... فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفازَةٍ»
2- قرآن، هرگونه تحليل و تفسير نابجا را نسبت به هر كس و هر موردى محكوم مىكند. «لا تَحْسَبَنَّ ... فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ» آياتى كه با كلماتِ «لا تَحْسَبَنَّ»*، «لا يَحْسَبَنَّ»*، «أَ فَحَسِبْتُمْ» آغاز شده، بيانگر همين معناست.
3- خداوند نه تنها براى رفتار، بلكه براى خواستههاى خير و شرّ انسان نيز حساب باز مىكند. «يُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا ... لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ» در آيه 19 سوره نور نيز نسبت به كسانى كه دوست دارند فحشا در جامعه رواج يابد وعدهى عذاب مىدهد. «يُحِبُّونَ أَنْ تَشِيعَ الْفاحِشَةُ ... لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ»
4- آنچه خطرش بيشتر است، توقّع حمد است، نه توقّع شكر و مدح. زيرا در حمد، نوعى ستايش آميخته با پرستش نهفته است. «يُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا»
5- گنهكار ممكن است پشيمان شده، توبه كند و نجات يابد، ولى افراد مغرور، حتى در صدد توبه برنمىآيند، لذا اميدى به نجات آنان نيست. «فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفازَةٍ مِنَ الْعَذابِ»
6- كسانى كه در دنيا گرفتار اوهامِ خودپرستى و اسير زندان «منيّت» هستند، در قيامت نيز اسير و گرفتار عذاب الهىاند. «وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ»
تفسیر اثنی عشری (حسینی شاه عبدالعظیمی)
لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِما أَتَوْا وَ يُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا بِما لَمْ يَفْعَلُوا فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفازَةٍ مِنَ الْعَذابِ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ (188)
بعد از آن وصف ديگر از صفات ذميمه اهل كتاب را فرمايد:
لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ: گمان مكن اى پيغمبر آنان را كه شاد و فرحناك باشند، بِما أَتَوْا: به آنچه بجا آوردند از كتمان نعت و صفت رسالت تو، وَ يُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا: و دوست دارند اينكه مدح كرده شوند، بِما لَمْ يَفْعَلُوا:
به آنچه بجا نياوردند و وفا ننمودند به آن، كه اوصاف مسطوره تورات باشد، بلكه خلاف آن را به اهل اسلام گفتند؛ با وجود بر اين، توقع مدح و ستايش را دارند.
از حضرت باقر عليه السّلام مروى است كه: يهود با آنكه مشرك و منافق و تارك نماز و روزه بودند، مىگفتند: ما ابناء خدا و اهل نماز و روزه هستيم، تا مردم آنها را محترم و مدح آنان نمايند؛ آيه شريفه نازل شد «1».
«1» مجمع البيان، جلد اوّل، صفحه 554
تفسير اثنا عشرى، ج2، ص: 324
فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفازَةٍ مِنَ الْعَذابِ: پس البته گمان مبر اى پيغمبر، آنانكه فرحناك باشند، به تدليس خود با توقع ستايش، به رستگارى از عذاب آتش جهنم، وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ: و مر ايشان را عذابى است دردناك روز قيامت، به جهت كفر و كتمان حق و تدليس.
تفسیر روان جاوید (ثقفى تهرانى)
لا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ يَفْرَحُونَ بِما أَتَوْا وَ يُحِبُّونَ أَنْ يُحْمَدُوا بِما لَمْ يَفْعَلُوا فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفازَةٍ مِنَ الْعَذابِ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ (188)
ترجمه
مپندار البته آنكسانيكه شاد ميشوند بآنچه آوردند و دوست ميدارند كه ستوده شوند بچيزيكه بجا نياوردند پس مپندار البته ايشان را در محل نجات از عذاب و از براى ايشان است عذابى دردناك..
تفسير
مپندار اى پيغمبر كه كسانيكه اوصاف تو را تغيير دادند و بمردم اظهار نمودند و خوشنود شدند از اين عمل خودشان كه توانستند چنين تدليس و تحريفى نمايند و نيز آنانكه در عبادات ريا نمودند و خوشوقت شدند كه مردم را فريب دادند و كسانيكه دوست دارند كه ستايش كنند مردم آنها را براى عملى كه بجا نياوردند مانند وفاى بعهد الهى و اظهار حق و عبادات مقرون باخلاص و هر كار خيرى پس گمان مكن تو البته آنها را كه در امانگاه و موضع نجات و رستگاريند از عذاب الهى بلكه براى كفر و تدليس و ريا و خلف عهد و كتمان حق و دروغ و ترك عبادت در عذاب اليم جهنم ميباشند و قمى از حضرت باقر (ع) نقل نموده كه مپندار آنها را كه دورند از عذاب و جمله لا تحسبنهم براى تاكيد و قوت ربط است و بصيغه مغايب در
جلد 1 صفحه 547
اينموضع و صدر آيه نيز قرائت شده است يعنى نبايد بپندارند آنها خودشان را در امان از عذاب و محتمل است مراد از عذاب اول دنيوى باشد و مراد از عذاب دوم اخروى و بنظر حقير تكرار عذاب براى اشاره بآنستكه علاوه بر آنكه عملشان موجب نجات از عذاب نيست موجب دخول در نار است و موصول اول اشاره باهل عجب مقارن با عمل و موصول دوم اشاره باهل ريا و سمعه است كه عمل براى رضاى خدا از آنها سر نزده و مايلند كه مردم مدح كنند آنها را بآنكه عمل براى خوشنودى خدا نمودهاند و اللّه اعلم.
اطیب البیان (سید عبدالحسین طیب)
لا تَحسَبَنَّ الَّذِينَ يَفرَحُونَ بِما أَتَوا وَ يُحِبُّونَ أَن يُحمَدُوا بِما لَم يَفعَلُوا فَلا تَحسَبَنَّهُم بِمَفازَةٍ مِنَ العَذابِ وَ لَهُم عَذابٌ أَلِيمٌ (188)
هرگز گمان نبري كساني را که مسرورند بآنچه که آوردند و دوست دارند که آنها را مدح و تعريف كنند بآنچه عمل نكردند پس هرگز گمان نبري که آنها از عذاب الهي دورند و حال آنكه براي آنها عذاب دردناك است.
اينکه آيه شريفه را بعضي گفتند شأن نزولش در مورد يهود و بعضي در مورد منافقين و مكرر گفتهئيم که مورد مخصص نيست و مفاد آيه عام است و اشاره بكسانيست که باعمال زشت خود فرحناك هستند وَ زَيَّنَ لَهُمُ الشَّيطانُ أَعمالَهُم نمل آيه 24، و در جاي ديگر ميفرمايد قُل هَل نُنَبِّئُكُم بِالأَخسَرِينَ أَعمالًا الَّذِينَ ضَلَّ
جلد 4 - صفحه 455
سَعيُهُم فِي الحَياةِ الدُّنيا وَ هُم يَحسَبُونَ أَنَّهُم يُحسِنُونَ صُنعاً الي آخر الآيات نحل آيه 104، لذا ميفرمايد:
لا تَحسَبَنَّ الَّذِينَ يَفرَحُونَ بِما أَتَوا مراد از بِما أَتَوا ممكن است مال و سروت و جاه و رياست و سائر زخارف دنيوي که اغلب كفار و فساق و ظلمه دارند باينها فرحناك ميشوند و حال اينكه اينها عين بلاء است بر آنها، در قرآن ميفرمايد وَ لا يَحسَبَنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا أَنَّما نُملِي لَهُم خَيرٌ لِأَنفُسِهِم إِنَّما نُملِي لَهُم لِيَزدادُوا إِثماً وَ لَهُم عَذابٌ مُهِينٌ آل عمران آيه 178، و نيز ميفرمايد وَ لَو لا أَن يَكُونَ النّاسُ أُمَّةً واحِدَةً لَجَعَلنا لِمَن يَكفُرُ بِالرَّحمنِ لِبُيُوتِهِم سُقُفاً مِن فِضَّةٍ وَ مَعارِجَ عَلَيها يَظهَرُونَ الي آخر الآيات زخرف آيه 33، و غير اينها از آيات، و ممكن است مراد اعمال سيئه و معاصي و ظلم و غير اينها باشد که افتخار ميكنند و اينها را عمل خوب ميشمارند و باعمال خود فرحناك هستند.
وَ يُحِبُّونَ أَن يُحمَدُوا بِما لَم يَفعَلُوا كارهايي که حسن عقلي دارد و نميتوان حسن آن را منكر شد ميخواهند مردم آنها را بآنها مدح كنند با اينكه ندارند و نميكنند، مثلا فاسق است و ميخواهند او را عادل بدانند، بخيل است و او را بسخاوت ياد كنند. ظالم است و او را محسن شمارند و هكذا بد را خوب جلوه دهند چنانچه الان مرسوم است فاسق فاجر شراب خوار قمار باز بي دين را وقت مردن سر قبر او يكي گويد چه جور آدمي بود گويند بسيار خوب آدمي بود، يا كسي که در اثر زنا و شراب و قمار كشته شده بالاي منبر در مجلس ترحيمش شهيد راه خدا بگويند يا از تنزيل و غش و تقلب مالي بهم زده و براي مصالحي يك سفر حج رفته و معلوم نيست چه غلطي كرده خير الحاج و المعتمرين بگويند، يا پارهاي از مقدمات را ديده حجة الاسلام و المسلمين خطاب كنند و امثال اينها.
فَلا تَحسَبَنَّهُم بِمَفازَةٍ مِنَ العَذابِ اينکه تقلبات باعث اينکه نميشود که از عذاب
جلد 4 - صفحه 456
قيامت نجات و دوري جويند.
وَ لَهُم عَذابٌ أَلِيمٌ عذاب دردناك اختصاص باين طائفه دارد زيرا اشدّ انحاء نفاق را دارند و إِنَّ المُنافِقِينَ فِي الدَّركِ الأَسفَلِ مِنَ النّارِ نساء آيه 145.
برگزیده تفسیر نمونه
]
اشاره
آیه 188
شأن نزول:
نقل کردهاند: جمعی از یهود به هنگامی که آیات کتب آسمانی خویش را تحریف و کتمان میکردند، از این عمل خود بسیار شاد و مسرور بودند، و در عین حال دوست میداشتند که مردم آنها را عالم و دانشمند و حامی دین و وظیفه شناس بدانند، آیه نازل شد و به پندار غلط آنها پاسخ گفت.
تفسیر:
از خود راضیها- این آیه در پاسخ جمعی از دانشمندان یهود که آیات خدا را تحریف میکردند میفرماید: «گمان مبر آنها که از اعمال (زشت) خود خوشحالند، و دوست دارند، در برابر کار (نیکی) که انجام ندادهاند، از آنها تقدیر شود گمان مبر که ایشان از عذاب پروردگار بدورند، و نجات خواهند یافت» بلکه نجات برای کسانی است که از کار بد خود شرمندهاند (لا تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ یَفْرَحُونَ بِما أَتَوْا وَ یُحِبُّونَ أَنْ یُحْمَدُوا بِما لَمْ یَفْعَلُوا فَلا تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفازَةٍ مِنَ الْعَذابِ).
در پایان آیه میگوید: نه تنها این گونه اشخاص از خود راضی و مغرور اهل نجات نیستند، بلکه «عذاب دردناکی در انتظار آنهاست» (وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِیمٌ).
سایرتفاسیر این آیه را می توانید در سایت قرآن مشاهده کنید:
تفسیر های فارسی
ترجمه تفسیر المیزان
تفسیر خسروی
تفسیر عاملی
تفسیر جامع
تفسیر های عربی
تفسیر المیزان
تفسیر مجمع البیان
تفسیر نور الثقلین
تفسیر الصافی
تفسیر الکاشف
پانویس
- ↑ تفسیر احسن الحدیث، سید علی اکبر قرشی
- ↑ طبرسي، مجمع البيان في تفسير القرآن، ج 2، ص 693.
- ↑ در تفسير على بن ابراهيم ذكر شده كه اين آيه درباره منافقين نازل شده زيرا دوست مى داشتند كه در مورد كارهاى خيرى كه انجام نداده بودند، ستايش بشوند و از آنها تعريف كنند. صاحب مجمع البيان و صاحبان صحيحين (بخارى و مسلم) چنين افزوده اند: كه ابوسعيد الخدرى و زيد بن ثابت روايت كنند كه درباره اهل نفاق نازل گرديده زيرا اجتماع كرده بودند كه در جهاد در راه خدا تخلف بورزند و وقتى كه رسول خدا از جنگ برگردد، عذر بياورند و عذر آنها نيز پذيرفته بشود، قتادة گويد: درباره يهود خيبر نازل شده كه به رسول خدا صلی الله علیه و آله مى گفتند: تو را مى شناسيم و به تو ايمان مى آوريم ولى دروغ مى گفتند.
- ↑ در تفسير عبد بن حميد از زيد بن اسلم نقل شده كه رافع بن خديج و زيد بن ثابت نزد مروان بودند و مروان از رافع پرسيد: كه اين آيه در چه موردى نازل شده رافع گفت: درباره منافقين كه از جنگ احتراز مى كردند، نازل شده مروان منكر شد. رافع براى اثبات عقيده خود به زيد بن ثابت متوسل گرديد و او تأييد كرد.
- ↑ محمدباقر محقق، نمونه بينات در شأن نزول آيات از نظر شيخ طوسي و ساير مفسرين خاصه و عامه، ص 170.
منابع
- تفسیر نور، محسن قرائتی، تهران:مركز فرهنگى درسهايى از قرآن، 1383 ش، چاپ يازدهم
- اطیب البیان فی تفسیر القرآن، سید عبدالحسین طیب، تهران:انتشارات اسلام، 1378 ش، چاپ دوم
- تفسیر اثنی عشری، حسین حسینی شاه عبدالعظیمی، تهران:انتشارات ميقات، 1363 ش، چاپ اول
- تفسیر روان جاوید، محمد ثقفی تهرانی، تهران:انتشارات برهان، 1398 ق، چاپ سوم
- برگزیده تفسیر نمونه، ناصر مکارم شیرازی و جمعي از فضلا، تنظیم احمد علی بابایی، تهران: دارالکتب اسلامیه، ۱۳۸۶ش
- تفسیر راهنما، علی اکبر هاشمی رفسنجانی، قم:بوستان كتاب(انتشارات دفتر تبليغات اسلامي حوزه علميه قم)، 1386 ش، چاپ پنجم
- محمدباقر محقق، نمونه بینات در شأن نزول آیات از نظر شیخ طوسی و سایر مفسرین خاصه و عامه.